واژه جو

آهسته خوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آهسته خوی . [ هَِ ت َ / ت ِ ] (ص مرکب ) آرام : هم آهوفغند است و هم تیزتک هم آهسته خوی است و هم تیزگام . فرالاوی .

معنی آهسته خوی | واژه جو