آهرمنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(هَ مَ) نک اهریمنی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(هَ مَ) نک اهریمنی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آهرمنی . [ هَِ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به آهرمن . ♦ کلمات آهرمنی ؛ کلمات زشت و نیز آن کلمات که بجای کلمه های خوب آرند بقصد ایذاء و تخفیف و اهانت، مانند درائیدن و لاییدن به معنی گفتن .ترکیدن، بجای زادن . تمرگیدن، بجای نشستن یا خفتن . کپیدن و کپه ٔ مرگش را گذاشتن، بجای خفتن . کوته کردن، بجای زائیدن بسیار. گوربگور افتادن، بجای مردن . عر زدن، بجای گریه کردن . گورش را گم کردن، بجای رفتن . کوفت یا زهرمار کردن، بجای خوردن . جان بکن، بجای بده . گم شو، بجای برو. خفه شو، بجای مگوی و ساکت شو. خبر مرگت بیاید، بجای چرا دیر آمدی یا چرا دیر آیی .