آماسانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ)(مص م)ایجاد برآمدگی کردن، متورم کردن. آماهانیدن و آماهیدن هم گفته میشود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دَ)(مص م)ایجاد برآمدگی کردن، متورم کردن. آماهانیدن و آماهیدن هم گفته میشود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آماسانیدن . [ دَ] (مص ) توریم . تهبیج . آماهانیدن . ورم را سبب شدن .