واژه جو

آماده (متضاد: نامهیا)

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

آراسته، بسیجیده، پرداخته، تامین، تهیه، حاضر، روبراه، ساخته، فراهم، مجهز، مرتب، مهیا چالاک، سازمند، مستعد

معنی آماده (متضاد: نامهیا) | واژه جو