آماج/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(اِ.)<BR>۱- تلی از خاک که نشانه تیر را بر روی آن قرار دهند.<BR>۲- نشان، نشانه، هدف.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآماجگاه، تیر، تیررس، مقصد، نشان، نشانه، هدفپرتاب، تیررسواژه قبلی: آماتورواژه بعدی: آماجگاه