واژه جو

آلیاژ

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

ماده مرکب، آمیزه، اکسیر، ترکیب فلزات، مخلوط، معجون، ملغمه برنج، برنز، فولاد [چیز سخت]، چدن، مفرغ، مسوار

معنی آلیاژ | واژه جو