آفندیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فَ دَ) (مص ل.)<BR>۱- دشمنی کردن.<BR>۲- جنگ کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فَ دَ) (مص ل.) ۱- دشمنی کردن. ۲- جنگ کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آفندیدن . [ ف َ دی دَ ] (مص ) اَفندیدن . جنگ کردن . جدال و عداوت و خصومت ورزیدن : در دل او آن نصیحت کار کرد ترک آفندیدن و پیکار کرد. لبیبی .