واژه جو

آفتابه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(بِ) (اِمر.) ظرفی فلزی یا پلاستیکی با لولة بلند و باریک که سر آن گشاد است و در آن آب کنند و جهت نظافت استفاده کنند. ؛ ~ خرج لحیم کردن (کن.) تعمیر کردن کالای فرسوده‌ای که هزینة تعمیر آن بیش از قیمت خود کالا باشد، کار بیهوده کردن.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی آفتابه | واژه جو