واژه جو

آشوبیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(دَ)<BR>۱- (مص م.) آشفته کردن.<BR>۲- (مص ل.) آشفته و متغیر شدن.<BR>۳- خشمگین شدن.<BR>۴- فتنه بر پا کردن.<br>

معنی آشوبیدن | واژه جو