آشوب طلب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آشوب طلب . [ طَ ل َ ] (نف مرکب ) فتنه جو. انقلاب خواه .
مترادف و متضاد واژهدان
آشوبگر، آنارشیست، اخلالگر، بلواچی، بلواگر، شورشگر، شورشی، غوغاطلب، غوغایی، فتنهانگیز، فتنهجو، هرجومرجطلب (متضاد: آرامشطلب، سلیم)
فرهنگ طیفی واژهدان
آشوبگر، ماجراجو [ی]، شورشی، اخلالگر، خرابکار
واژگان فارسی سره واژهدان
آشوبگر، آشوب خواه
آشوبخواه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی