واژه جو

آزین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آزین . (اِخ ) آذین . پسر هرمزان، نام یکی از امراءایران که پس از فتح مداین به دست سعد وقاص سپاهی گرد کرد و با عرب رزم داد و در سال ١٦ هجری کشته شد.

معنی آزین | واژه جو