واژه جو

آزمودن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(دَ) (مص م.)<BR>۱- امتحان کردن، آزمایش کردن.<BR>۲- تجربه کردن.<BR>۳- سنجیدن.<BR>۴- به کار بردن.<BR>۵- ریاضت دادن.<br>

معنی آزمودن | واژه جو