آزرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زَ) [ په. ] (اِ.)۱ - داد، انصاف.۲ - شرم، حیا.<BR>۳- رفق، مدارا.<BR>۴- شفقت، رحم.<BR>۵- حرمت، عزت.<BR>۶- مهر و محبت.<BR>۷- طرف - داری، جانب داری، رودربایستی.۸ - فضیلت، تقوی.<BR>۹- یاد، ذکر. <BR>۱۰ - اندیشه، دل مشغولی. <BR>۱۱ - تاب، طاقت. <BR>۱۲ - سلامت، راحت. <BR>۱۳ - اندوه، غم. <BR>۱۴ - ظاهر، آشکارا. <BR>۱۵ - نکبت.<br>