واژه جو

آرامیدن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(دَ) (مص ل.)۱ - خفتن، استراحت کردن. ۲- قرار یافتن، آرام شدن. ۳- صبر کردن.

معنی آرامیدن | واژه جو