واژه جو

آرام کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آرام کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آرامانیدن . آرمش دادن . آرامش دادن . آرام بخشیدن . تسکین .

معنی آرام کردن | واژه جو