واژه جو

آداش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آداش . (ترکی، ص مرکب، اِ مرکب ) آتاش . سمی ّ. همنام : گر کار بنامستی از آداشی عمّر فرزند تو با عمّر بودستی هموار. ناصرخسرو. رجوع به آتاش شود.

معنی آداش | واژه جو