آبرومند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبرومند. [ ب ِ م َ ] (ص مرکب ) عفیف . شریف .
مترادف و متضاد واژهدان
آبرودار، باآبرو، برومند، شریف، محترم، معتبر عفیف
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبرومند. [ ب ِ م َ ] (ص مرکب ) عفیف . شریف .
مترادف و متضاد واژهدان
آبرودار، باآبرو، برومند، شریف، محترم، معتبر عفیف
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی