آبخورد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(خُ)<BR>۱- (مص مر.) آب خوردن.<BR>۲- (اِمر.) آبخور، آبشخور.<BR>۳- بهره، نصیب.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتقدیر، سرنوشت، قسمتبهره، روزی، نصیبآبشخور، مشرب، منهلواژه قبلی: آبخورواژه بعدی: آبخورش