آبادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
[ په. ] (حامص. اِ.)<BR>۱- عمران، آبادانی.<BR>۲- جای آباد.<BR>۳- ده، قریه.<br>
فرهنگ فارسی معین
[ په. ] (حامص. اِ.) ۱- عمران، آبادانی. ۲- جای آباد. ۳- ده، قریه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آبادی . (حامص ) (از پهلوی آواتی، عمران . سعادت ) عمارت . عمران . برابر ویرانی : آبادی میخانه ز ویرانی ماست جمعیت کفر از پریشانی ماست . خیام . ◄ (اِ) جای آباد و جای معمور. آبادانی، از ده و شهر و امثال آن : که جغد آن به که آبادی نبیند. نظامی .
مترادف و متضاد واژهدان
آبادانی، عمارت، عمران ده، دهات، دهکده، روستا، شهر، واحه، ولایت