آب شناس
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ش ِ) (اِفا.)<BR>۱- شخصی که داند کدام جای از زمین آب دارد و کدام جا آب ندارد.<BR>۲- آن که غرقاب و تنگ آب را از یکدیگر باز داند و راهنمای کشتی شود تا بر خاک ننشیند.<BR>۳- قاعده دان.<BR>۴- صاحب مهارت در علوم.<BR>۵- حقیقت شناس.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ش ِ) (اِفا.) ۱- شخصی که داند کدام جای از زمین آب دارد و کدام جا آب ندارد. ۲- آن که غرقاب و تنگ آب را از یکدیگر باز داند و راهنمای کشتی شود تا بر خاک ننشیند. ۳- قاعده دان. ۴- صاحب مهارت در علوم. ۵- حقیقت شناس.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آب شناس . [ ش ِ ](نف مرکب ) آنکه غرقاب و تنک آب را از یکدیگر بازداند و راه نمای کشتی شود تا بر خاک ننشیند : بنزد آبشناس آن کس است طعمه ٔ موج که زآب علم تو دارد گذر طمع به شناه . رضی الدین نیشابوری . زیر رکاب تواَند کارگذاران ْ رهین پیش عنان تواَند آب شناسان ْ مطیع. رضی الدین نیشابوری . ◄ مقنی که داندکدام زمین را آبست و کاریز در آن توان کردن . قناقن .قن قن . (ربنجنی ) (السامی فی الاسامی ). و مجازاً رسم و قاعده دان . و آبشناسان جمع آن است .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی