آب بند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ) (ص. اِمر.)<BR>۱- سَّد.<BR>۲- کسی که ماست و پنیر و مانند آن را درست میکند.<BR>۳- کسی که تَرَک ظروف شکسته را میگرفت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ) (ص. اِمر.) ۱- سَّد. ۲- کسی که ماست و پنیر و مانند آن را درست میکند. ۳- کسی که تَرَک ظروف شکسته را میگرفت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
آب بند. [ آب ْ، ب َ ] (نف مرکب ) آنکه ماست و پنیر و سرشیر و خامه کند. ◄ آنکه درزهای ظروف فلزین با موم مذاب یا قلعی سد سازد. ◄ آنکه یخ گیرد.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی