واژه جو

آب ایستاده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

آب ایستاده . [ ب ِ دَ ] (اِخ ) نام دریاچه ای ازافغانستان در جنوب غربی غزنین بفاصله ٔ ٨٠هزار گز. وسعت آن برحسب بسیاری و اندکی ِ باران کم و بیش شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی آب ایستاده | واژه جو